30 دی 1399
شنيده بودم “اخرس” در مكه به امام رضا دشنام می دهد. وارد مكه شدم، کاردی خریدم و گشتم تا پیدایش کردم.ایستادم در کمینش. از مسجد که بیرون می آمد، می کشتمش.
غلام امام رضا سریع خودش را رساند به من. نامه ای داد دستم:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
به حقی که من بر تو دارم قسمت می دهم اخرس را اذیت نکن. خداوند محافظم است، کفایت می کند.
راست می گفتند امام رئوف است، حتی با دشمنانش.
“از کتاب هشتمین آفتاب”

نظر دهید »
30 دی 1399
«وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَ كَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا»
___________________________________________
«و بر خدا توکّل کن،کافی است که او یار و مدافع تو باشد»
(النساء-آیه ۸۱)
?